چرا کشوری با صدها میلیارد بشکه نفت نمیتواند اقتدار انرژی خود را در بازار جهانی تثبیت کند، در حالی که برخی کشورها با منابع کمتر حرف اول را میزنند؟
این پرسش مرکزی گزارش جدید “تحلیل شکاف ذخایر و تولید نفت کشورهای جهان” است که به سراغ تناقض میان “آنچه در زیر زمین است” و “آنچه از زمین بیرون میآید” میرود. یافتهها نشان میدهد که عامل تعیینکننده نه صرفاً میزان ذخایر، بلکه دسترسی به فناوری، سرمایه انسانی، ثبات سیاسی و زیرساختهای بهرهبرداری است.
امروز روی نقشه انرژی، دو طیف کاملاً متفاوت دیده میشود: کشورهایی مانند ونزوئلا، ایران و کویت که منابع عظیم دارند اما در استخراج عقبماندهاند، و کشورهایی مانند آمریکا، روسیه و عربستان سعودی که یا با فناوری بالا و یا با سیاستهای هوشمندانه توانستهاند موتور تولید خود را در اوج نگه دارند. شکاف میان این دو گروه، به ظاهر مسئلهای اقتصادی است اما در عمق، بازتابی از رقابت جهانی برای کنترل آینده انرژی محسوب میشود.
ونزوئلا با ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت اثباتشده همچنان صاحب بزرگترین ذخایر جهان است، بیش از عربستان و ایران. با این حال تولید نفت این کشور طی دهه اخیر از بیش از ۳ میلیون بشکه در روز به کمتر از یک میلیون بشکه سقوط کرده است. نسبت ذخایر به تولید در ونزوئلا بیش از ۸۰۰ سال است؛ عددی خیرهکننده که در ظاهر نماد قدرت و در واقع نشانه رکود است.
صنعت نفت این کشور در نتیجه ترکیب سوءمدیریت داخلی، فساد ساختاری و تحریمهای بینالمللی بهویژه تحریمهای آمریکا عملاً در وضعیت نیمهفلج قرار دارد. پالایشگاهها فرسوده، زیرساختها از کار افتاده و صادرات نفت عمدتاً به صورت تهاتری یا از طریق مسیرهای غیررسمی انجام میشود.
در ماههای اخیر دونالد ترامپ وعده داده در صورت بازگشت به قدرت، مسیر ورود شرکتهای بزرگ آمریکایی به صنایع نفتی ونزوئلا را باز خواهد کرد. این تصمیم میتواند به معنای آغاز فصل جدیدی در تاریخ انرژی آمریکای لاتین باشد، هرچند منتقدان میگویند بدون اصلاح ساختار داخلی شرکت نفت دولتی PDVSA هیچ تحول پایداری امکانپذیر نیست.
در خاورمیانه، ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفتی جهان است؛ با حدود ۲۰۹ میلیارد بشکه نفت اثباتشده. این رقم، ایران را پس از ونزوئلا و عربستان در رده سوم قرار میدهد. با این حال تولید روزانهی ایران تنها حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود. همین مقدار کمتر از نصف تولید روسیه است، در حالی که ایران ۲.۵ برابر ذخایر بیشتر از روسیه در اختیار دارد.
اگر ایران بخواهد با همین نرخ فعلی برداشت کند، ذخایر فعلی آن برای بیش از ۱۰۰ سال آینده کفایت دارد. اما چالش اصلی در استفاده مؤثر از این ذخایر است، نه در دوام آنها. بخش قابل توجهی از ظرفیت استخراج به دلیل کمبود تکنولوژی حفاری افقی، تحریم فروش تجهیزات، و کمسرمایه بودن پروژههای توسعه میادین جدید در حالت غیرفعال مانده است.
از میان اولویتهای فوری ایران، میدان نفتی آزادگان اهمیت ویژهای دارد؛ این میدان با ذخیره درجای بیش از ۳۲ میلیارد بشکه چهارمین میدان بزرگ کشور و یکی از میادین مشترک با عراق است. کارشناسان هشدار میدهند هرگونه تأخیر در بهرهبرداری از این میدان به معنای برداشت بیشتر طرف عراقی است. بسیاری از میادین غرب کارون، مانند یادآوران و یاران نیز چنین وضعیتی دارند که نشاندهنده حساسیت راهبردی مرزهای نفتی ایران است.
در سوی دیگر طیف، ایالات متحده قرار دارد؛ کشوری که با وجود ذخایر سنتی محدود، به لطف انقلاب نفت شیل به بزرگترین تولیدکننده نفت جهان تبدیل شده است. تولید روزانه نفت در آمریکا اکنون بیش از ۲۰ میلیون بشکه است — رقمی تقریباً دو برابر تولید روسیه و عربستان سعودی. این رشد خیرهکننده در کمتر از یک دهه اتفاق افتاد و ساختار بازار جهانی نفت را دگرگون کرد.
نفت شیل آمریکایی ویژگی خاصی دارد: هزینه سرمایهگذاری بالا، اما چرخه تولید و بازگشت سریع؛ در نتیجه شرکتها نیازی به ذخایر بلندمدت ندارند و معمولاً ذخایر رسمی ثبتشده آنها تنها چند سال تولید اقتصادی را پوشش میدهد. با این وجود، فناوری استخراج افقی و شکست هیدرولیکی باعث شده تا ذخایر جدید پیوسته شناسایی شوند.
در میانه طیف کشورهای نفتی، عربستان سعودی، کانادا و امارات متحده عربی قرار دارند. عربستان با تولید بیوقفه و ذخایری که برای ۶۰ سال آینده کافی است، همچنان یکی از ستونهای ثبات بازار جهانی محسوب میشود. کانادا نیز با بهرهبرداری از شنهای نفتی آلبرتا، عمر ذخایر خود را به صورت مؤثر افزایش داده و با وجود هزینه بالای تولید، جایگاه خود در بین پنج قدرت برتر نفتی را تثبیت کرده است. امارات با سیاستهای سرمایهگذاری مشترک و فناوری پیشرفته حفاری، تعادلی بین برداشت امروز و ذخیره فردا برقرار کرده است.